تبلیغات
و خدایی که همین نزدیکیست - داستان خواندنی ازدواج یوسف و زلیخا
 
و خدایی که همین نزدیکیست
شاید این جمعه بیاید شاید.....
بِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحیمْ

هنگامى كه حضرت یوسف علیه السلام به سلطنت مصر رسید، چون در سالهاى قحطى عزیز مصر فوت كرده بود زلیخا كم كم فقیر گردید، چشمانش ‍ كور شد، به علت فقر و كورى بر سر راه مى نشست و از مردم براى گذران خود گدایى مى كرد

 به او پیشنهاد كردند، خوب است از ملك بخواهى به تو عنایتى كند سالها خدمت او مى كردى . شاید به پاس خدمات و محبتهاى گذشته به رحم نماید.

 

 ولى باز هم عده اى او را از این كار منع مى كردند كه ممكن است به واسطه عشق ورزى و هوى پرستى اى كه نسبت به او داشتى تا به زندان افتاد و آن همه رنج كشید خاطرات گذشته برایش تجدید شود و تو را كیفر نماید.

 

زلیخا گفت : یوسفى را كه من مى شناسم آن قدر كریم و بردبار است كه هرگز با من آن معامله را نخواهد كرد. روزى بر سر راه او بر یك بلندى نشست .

 

 هر وقت حضرت یوسف علیه السلام خارج مى شد جمعیت كثیرى از رجال و بزرگان مصر با او همراه بودند زلیخا همین كه احساس كرد یوسف نزدیك او رسید گفت :

 سبحان من جعل الملوك عبیدا بمعصیتهم و العبید ملوكا بطاعتهم ، پاك و منزه است خداوندى كه پادشاهان را به واسطه نافرمانى بنده مى كند و بندگان را بر اثر اطاعت و فرمان بردارى پادشاه مى نماید

 

یوسف علیه السلام پرسید: تو كیستى گفت : همان كسى كه از جان تو را خدمت مى كرد و آنى از یاد تو غافل نمى شد هوا پرست بود، به كیفر اعمال بد خود به این روز افتاده كه از مردم براى گذران زندگى گدایى مى كند كه برخى به او ترحم مى كنند و برخى نمى كنند. بعد از عزیز اولین شخص مصر بود و اینك ذلیلترین افراد، این است جزاى گنهكاران .

 

یوسف گریه زیادى كرد و بعد پرسید:

 آیا هنوز چیزى از عشق و علاقه نسبت به من در قلبت باقى مانده ؟ گفت : آرى ، به خداى ابراهیم قسم ، یك نگاه به صورت تو، بیش از تمام دنیا براى من ارزش دارد كه سطح آن را طلا و نقره گرفته باشند.

 

یوسف پرسید: زلیخا چه تو را به این عشق واداشت ؟ گفت : زیبایى تو. یوسف گفت : پس چه خواهى كرد اگر پیامبر آخرالزمان را ببینى كه از من زیباتر و خوش خوتر و با سخاوت تر است كه نامش محمد صلى الله علیه و آله است ؟ زلیخا گفت : راست مى گویى .

 

 یوسف علیه السلام پرسید تو كه او را ندیده اى ، از كجا تصدیق مى كنى ؟ گفت همین كه نامش را بردى محبتش در قلبم واقع شد. خداوند به یوسف وحى كرد زلیخا راست مى گوید ما نیز او را به واسطه علاقه و محبتى كه به پیامبر ما محمد صلى الله علیه و آله دارد، دوست داریم و به این خاطر تو با زلیخا ازدواج كن . آن روز یوسف به زلیخا چیزى نگفت و رفت .

 

روز بعد به وسیله شخصى به او پیغام داد كه آیا میل دارى تو را به ازدواج خود درآورم . زلیخا گفت : مى دانم كه ملك مرا مسخره مى نماید، آن وقت كه جوان و زیبا بودم مرا از خود دور كرد، اكنون كه پیرو بینوا و كور شده ام مرا مى گیرد؟!

 

حضرت یوسف علیه السلام دستور داد آماده ازدواج شود و به گفته خود وفا كرد شبى كه خواست عروسى كند به نماز ایستاد، دو ركعت نماز خواند خدا را به اسم اعظمش قسم داد. خداوند جوانى و شادابى زلیخا را به او باز گرداند،

 چشمانش شفا یافت ، مانند همان زمانى كه به او عشق مى ورزید، در آن شب یوسف او را دخترى بكر یافت ، خداوند دو پسر از زلیخا به یوسف داد، با هم به خوشى زندگى كردند تا مرگ بین آنها جدایى انداخت .

 

هنگامى كه یوسف علیه السلام مالك خزاین زمین شد با گرسنگى بسر مى برد و نان جو مى خورد، به او مى گفتند با این كه خزینه هاى زمین در دست توست به گرسنگى مى گذرانى ؟ مى گفت مى ترسم سیر شوم و گرسنگان را فراموش نمایم
 



نوع مطلب :
برچسب ها : و خدایی که همین نزدیکیست، داستان مذهبی،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
شنبه 1396/07/1 09:13
Thanks for finally talking about >و خدایی که همین نزدیکیست - داستان خواندنی ازدواج یوسف و زلیخا <Liked it!
یکشنبه 1396/06/26 00:05
Why users still make use of to read news papers when in this technological world everything is
presented on net?
شنبه 1396/06/18 02:59
I'm amazed, I must say. Seldom do I come across a blog that's both equally educative and amusing, and without a doubt, you have hit
the nail on the head. The problem is something too few folks are speaking intelligently about.

I'm very happy I came across this in my search for something relating to this.
شنبه 1396/06/18 02:42
Thanks for some other informative website.

Where else could I am getting that type of information written in such a
perfect manner? I have a challenge that I'm just now
operating on, and I've been on the look out for such
info.
یکشنبه 1396/05/15 14:07
always i used to read smaller articles which also clear their
motive, and that is also happening with this article which
I am reading at this time.
دوشنبه 1396/05/9 14:18
What you wrote made a lot of sense. But, consider this, what if you were to create a killer headline?
I mean, I don't want to tell you how to run your website, but suppose you added a headline to maybe grab people's attention? I mean و خدایی که همین
نزدیکیست - داستان خواندنی ازدواج یوسف و زلیخا is a little boring.
You ought to glance at Yahoo's home page and see how they create post titles to get people interested.

You might try adding a video or a related picture or two to grab readers
excited about everything've written. In my opinion, it could make
your blog a little livelier.
پنجشنبه 1396/05/5 13:43
Amazing! Its really awesome paragraph, I have got much clear
idea about from this article.
یکشنبه 1396/02/3 06:32
Hey there would you mind letting me know which webhost you're
using? I've loaded your blog in 3 different internet browsers and
I must say this blog loads a lot quicker then most.
Can you suggest a good internet hosting provider at a honest price?

Cheers, I appreciate it!
دوشنبه 1396/01/21 17:43
hi!,I love your writing very much! percentage we be in contact extra about your post on AOL?

I need an expert on this house to unravel my problem.
May be that is you! Having a look ahead to look you.
جمعه 1396/01/18 14:41
Very nice article, just what I wanted to find.
جمعه 1396/01/18 11:54
Sweet blog! I found it while browsing on Yahoo News. Do you have any
tips on how to get listed in Yahoo News? I've been trying for a while but I never seem to get
there! Thank you
دوشنبه 1396/01/14 18:30
Hello there, I think your site could be having internet browser compatibility problems.
When I take a look at your web site in Safari, it looks fine however when opening in Internet Explorer, it
has some overlapping issues. I merely wanted to provide you with a quick heads
up! Other than that, excellent website!
جمعه 1396/01/11 00:35
Very nice post. I just stumbled upon your weblog and wanted to say that I have truly enjoyed surfing around your blog
posts. After all I will be subscribing to your
rss feed and I hope you write again very soon!
پنجشنبه 1396/01/10 11:42
Wow, awesome weblog structure! How long have you ever been running a blog for?
you make running a blog glance easy. The whole look of your site is excellent, let alone the content!
چهارشنبه 1390/02/14 17:43
بسیار زیبا
امیدوار همیشه موفق باشی
شنبه 1390/02/10 13:57
وبلاگ خیلی قشنگی دارین.
این داستان هم فوق العاده بود.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی